علاء الدوله سمنانى
47
چهل مجلس ( فارسى )
وَ الْإِكْرامِ » قاصرند و محتاج به تنبيه « أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ » و به شهود اين حقيقت و به معنى « كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ » جز طائفهء اخير ظفر نيافتهاند و در اين حضرت « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ » عيان است و در كل متعينات وجه حق مشهود و در وجوه اسماء و تعينات آن تنزه « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ » محققشان شده . گر ز خورشيد يوم بىنيروست * از پى ضعف خود نه از پى اوست اكنون از اين احاطه معلوم گردد كه حق تعالى از جميع تعينات منزه است و تعين او به عين ذات خويش و احديت او نه احديت عددى تا او را ثانى باشد چنان كه سنائى رحمة اللّه تعالى گفته است : احد است و شمار ازو معزول * صمد است و نياز ازو مخذول آن احد نى كه عقل داند و فهم * و آن صمد نى كه حس شناسد و وهم چه حس و عقل و فهم و وهم همه متعيناناند و هرگز متعينى به غير متعين محيط نشود . و اللّه اكبر ان يقيده الحجى * بتعين فيكون اول آخر هو واحد لا غير ثانية و لا * موجود ثمه فهو غير مكاثر هو اول هو آخر هو ظاهر * هو باطن كل و لم يتكاثر پس هر كه را اين مرتبه باشد حق تعالى او را از مراتب تعينات مجرد گرداند و از قيد عقول برهاند و بكشف و شهود به آن احاطت رسد و الا در حجب جلال بماند ، و در سخن ساقى كوثر امير المؤمنين على رضى اللّه تعالى عنه آمده است « الحقيقة كشف سبحات الجلال من غير اشارة » چه اگر اشارت حسى يا عقلى در وقت تجلى جمال مطلق بماند عين تعين پيدا شود و جمال عين جلال گردد و شهود نفس احتجاب « سبحان من لا يعرفه الا هو وحده » و انصاف آن است